ادعا نمیکنیم که بهترینیم؛اما خرسندیم که بهترین ها ما را انتخاب کرده اند ...

مفهوم استراتژی برای کسب و کار موفق

استراتژی در کسب و کار  چیست ؟

هیچگاه پاسخ به یک پرسش تا این اندازه متنوع نبوده است .برای استراتژی تعریف های متعددی ارایه شده است . تعریف ها از منظرهای متفاوتی نگریسته و بیان شده اند .


از منظر کارکردی،استراتژی عبارتست از به کارگیری منابع مادی و غیر مادی سازمان برای دستیابی به مزیت های رقابتی پایدار

از منظر فلسفه زیر بنایی عبارتست از :تشخیص بهنگام (زودتر از رقیب)نیاز مشتری و پاسخگویی(بهتر از رقیب)

از منظر فرآیندی عبارتست از :ایجاد شایستگی های متمایز کننده در سازمان برای خلق ارزش(بیشتز از رقیب)در بازار

ارزش از دیدگاه مشتری یعنی : مجموعه منفعت هایی که از یک محصول (کالا یا خدمات )نصیب او می شود منهای تمامی هزینه هایی که از این بابت متوجه او می گردد.هر چقدر مطلوبیت ها و منافع ،یک محصول به نسبت هزینه های آن بیشتر باشد ارزش آن نزد مشتری بیشتر است .مطلوبیت ها و منافع، ابعاد گسترده ای را در برمی گیرند و علاوه بر ویژگی هایی ،نظیر :مشخصات و کیفیت محصول ،بسته بندی ،شرایط تحویل ،خدمات و زمان ابعاد ذهنی ،مانند احساس لذت و تشخص برآمده از یک نام مشهور تجاری و یا اعتماد به نفس را نیز شامل می شود

جهت دریافت مطالب راجع به تفکر استراتژیک به لینک مراجعه کنید


مزیت رقابتی:

در عمل از راه کشف و استفاده از فرصت های کسب و کار حاصل می شود .فرصت ها همواره در درون خود منافع بالقوه ای را به همراه دارند و استراتژی رویکردی است که منافع نهفته در فرصت را از قوه به فعل می رساند .فرصت (و تهدید )درونمایه اصلی استراتژی ها هستند و بدون آن استراتژی امری بی معناست.

یکی از عوامل مهم شکل گیری فرصت ،نیازهای پاسخگویی نشده بازار است .با کشف نیاز پنهان و پاسخگویی موثر به آن برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی خلق می شود

تعریف استراتژی

برای پاسخگویی موثرتر از رقیب به نیاز مشتری ،سازمان باید مجموعه ای از شایستگی های متمایز کننده را در اختیار داشته باشد شایستگی های متمایز کننده ،عواملی مانند فرآیندها ،مهارت­ها و تجهیزاتی هستند که برای مشتری ارزش می آفرینند و دستیابی رقیب به آنها به سادگی امکان پذیر نیست


مفهوم استراتژی به سده ها پیش باز می گردد.قدیمی ترین اثری که در این مورد وجود دارد کتاب ((هنر جنگ)) نوشته سن‌تزو اولین متفکر اندیشه استراتژیک در چین حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است. وجود بعضی حرکت‌ها و تصمیم‌گیری‌های نظامی کلان در جنگ‌های گذشته فقط از حدود قرن هجدهم به بعد است که می‌توان به‌طور نسبتاً مشخص کاربرد مفهوم استراتژی و مباحث مربوط به آن را مشاهده کرد.


جنگ جهانی دوم بستر اتخاذ تصمیم های اساسی برای کشورهای درگیر بود .پس از پایان جنگ ،وزارت دفاع آمریکا تصمیم گرفت این تجربه ها را در قالب برنامه ریزی استراتژیک فرموله کند و آن را در برنامه آموزش افسران ارشد خود جای دهد

کلمه استراتژی به‌طور غیرمستقیم برگرفته از لغت یونانی استراتگوس[۱] به معنای فرماندهی و لغات هم‌خانواده آن نظیر استراتاگم  به معنای تدبیر یا عمل فرمانده و استراتوس به معنای ارتش است (وبستر، ۱۹۸۳: ۱۷۹۹). معادل یونانی کلمه استراتژی ، احتمالاً واژه استراتژیک اپیستم  به معنای دانش ژنرال (فرمانده) یا استراتگون سوفیا[۴] به معنای حکمت فرماندهی است.


از سوی دیگر، کلمه استراتگما، توصیف‌کننده ترکیبی از استراتگما یا استراتاگمز به معنای فریب‌های جنگی است. بااین‌حال، ریشه‌یابی لغوی واژه استراتژی ، بدان معنی نیست که اندیشه و عمل استراتژیبه معنای امروزی (حتی سنتی) آن نیز از یونان قدیم سرچشمه گرفته باشد. آنچه به‌طور گسترده، به‌وسیله یونانیان، از آئیناس (در چهار قرن پیش از میلاد) گرفته تا آئیناس (در قرن هفتم میلادی) استفاده می‌شد، تاکتیک تکن[۵] بود که توصیف‌کننده مجموعه‌ای از دانش هدایت جنگ، از تدارکات تا رجزخوانی تهییجی می‌شد (لوتواک،۱۹۸۷: ۲۴۰-۲۳۹). همچنین باوجود ایده‌هایی شبیه به استراتژیدر متون نظامی قدیمی مانند کتاب ((هنر جنگ)) نوشته سن‌تزو (اولین متفکر اندیشه استراتژیک در چین حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح) و وجود بعضی حرکت‌ها و تصمیم‌گیری‌های نظامی کلان در جنگ‌های گذشته فقط از حدود قرن هجدهم به بعد است که می‌توان به‌طور نسبتاً مشخص کاربرد مفهوم استراتژی و مباحث مربوط به آن را مشاهده کرد.

استراتژی در کسب و کار  عبارت است از یک طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی که نقاط ضعف و قوت سازمان را با فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر می‌سازد (چندلر، ۱۹۶۲).

استراتژی، طرح جامع و گسترده فعالیت‌ها برای رسیدن به اهداف سازمانی است؛ به عبارت دیگر استراتژی طرح جامعی است که کلیه عوامل و متغیرهای مرتبط با عملکرد سازمان را شامل می‌شود (هرسی پلانچارد، ۱۹۹۴: ۴۳).

استراتژی، عبارت است از طرح جامع و مادر سازمان که نشان می‌دهد سازمان چگونه به مأموریت و اهداف دست می‌یابد. استراتژیمزیت رقابتی را بیشینه و کمبودهای رقابتی را کمینه می‌کند (هانگر، ۱۳۸۱: ۲۴).

استراتژی  کسب و کار ، الگویی از اهداف عمده و سیاست‌های اساسی یا برنامه‌هایی جهت دستیابی به موفقیت و  این اهداف است و کسب‌وکاری را که سازمان در آن فعالیت دارد مشخص می‌کند. می‌توان استراتژی را به عنوان  فرآیند رابط بین مدیریت منابع درونی و روابط بیرونی با مشتریان، عرضه‌کنندگان، رقبا و محیط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که شرکت در آن فعالیت می‌کند تعریف کرد (ریچارد، ۲۰۰۰: ۹۷).

استراتژی ، یک بازی جدی، دقیق و اغلب رؤیایی است که مدیران همه روزه به آن مشغول‌اند. نوعی بازی که مدیران با دیگر گروه‌ها در سازمان خود یا دیگر سازمان‌ها و یا افراد درون یا برون سازمان انجام می‌دهند. (استیسی[۹]، ۱۹۹۵: ۳)

استراتژی ، برنامه‌ای یکپارچه، جامع، منسجم و هماهنگ است که مزیت‌های استراتژیک سازمان را به چالش‌های محیطی آن مرتبط می‌سازد.استراتژیبرای ایجاد اطمینان از اینکه هدف‌های اساسی سازمان از طریق اقدام‌های مناسب تأمین خواهند شد، طراحی می‌گردد (جک و گلوک، ۱۹۹۸).

با در نظر گرفتن جمیع موارد بالا از نظر نگارندگان این اثر، استراتژی عبارتست از: طرحی جامع و منسجم و مشتمل بر اهداف، روش­ها(تدابیر) و منابع(ابزارها) به منظور  نیل به مأموریت و چشم­­انداز سازمان.

استراتژی در کسب و کار  براساس مطالعات محیطی به­منظور خلق و بهره­برداری از فرصت­ها و قابلیت­ها و خنثی­سازی یا کاهش ضعف­ها و تهدیدات سازمان طراحی می­شود

صفحه اینستا گرام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان