ادعا نمیکنیم که بهترینیم؛اما خرسندیم که بهترین ها ما را انتخاب کرده اند ...

مفهوم تفکر استراتژیک در کسب و کارها

    تفکر استراتژیک  در زندگی و کسب و کارها به چه معناست؟

تفکر استراتژیک مفهومی جذاب است.اما این جذابیت مانع از ابهام آن نمی شود.تعاریف زیادی وجود دارند که بیشتر باعث سردرگمی اند تا فهم مشترک.برای اینکه تفکر استراتژیک را بفهمیم، لازم است که “استراتژیک” را معنا کنیم.این صفت به بسیاری از مفاهیم اضافه می شود و چون واژه شیک و با کلاسی است، دوست داریم آن را به کار گیریم و ترکیب هایی مانند مدیریت استراتژیک، برنامه ریزی استراتژیک، مذاکره استراتژیک، رقیب استراتژیک، سیستم های استراتژیک، موقعیت استراتژیک، محصول استراتژیک و حتی راهبرد های استراتژیک را زیاد استفاده می کنیم! صفت استراتژیک به معنی تأثیرگذاری اساسی در نتایج کلیدی عملکرد است. برای مثال، اگر خروجی یک تصمیم را انتخابی استراتژیک بدانیم، یعنی آن تصمیم برای تأثیر گذاری اساسی در نتایج کلیدی عملکرد اتخاذ شده است. اگر گفته شود که مذاکره امروز مذاکره ای استراتژیک است، یعنی اگر این مذاکره خوب پیش برود و به موفقیت برسد، تأثیری اساسی در نتایج کلیدی عملکرد خواهد داشت. حال ممکن است بخواهیم بدانیم که نتایج کلیدی عملکرد چیست؟ نتایج کلیدی عملکرد، در هر سطح از تحلیل، مختص به همان سطح است. وقتی در سطح بنگاه های تجاری و سازمان های اقتصادی(مانند شرکت کاله، ایران خودرو، اپل یا گوگل) صحبت می کنیم، نتایج کلیدی عملکرد شامل ماندگاری(بقا)، سود آوری و دستیابی به مأموریت است. همه مفاهیم دانش مدیریت، اعم از رقابت پذیری، تکنولوژی، فرایند، سرمایه انسانی، شبکه دانش و دیگر مفاهیم، باید در نهایت ما را در جایگاه سازمان اقتصادی به ماندگاری، سودآوری و دست یابی به مأموریت برسانند.اگر سازمانی پیشرفته ترین سیستم ها را اجرا کرده باشد، بهترین سرمایه انسانی را جذب کرده باشد و با مجرب ترین شرکای تجاری بین المللی کار کند، در صورت وجود تهدید بقاء، سود آوری پایین و ناتوانی در تحقق مأموریت به موفقیت استراتژیک دست نخواهد یافت.برای مثال، گوگل زمانی می تواند ادعای موفقیت استراتژیک داشته باشد که در کسب و کارش تداوم داشته باشد، به سود آوری رسیده باشد و در نهایت در راستای مأموریتش، که در سازمان دهی و در دسترس قرار دادن اطلاعات است، به پیش برود. سازمان های مردم نهاد یا غیر انتفاعی(مانند موسسه محک یا سازمان کتابخانه های عمومی کشور) نیز اشتراکاتی با سازمان های اقتصادی در نتایج کلیدی عملکرد دارند. ماندگاری(بقا) و ارزش آفرینی اجتماعی، که معمولاً همان تحقق مأموریت این دسته از سازمان هاست، اجزای نتایج کلیدی عملکرد در سازمان های مردم نهاد و کسب و کاره است. نتایج کلیدی عملکرد در سطح دولت ها و ملت ها بر مبنای شهروندان تعیین می شوند. چهار مولفه شامل رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و امنیت عمومی تعیین کننده نتایج کلیدی عملکرد در این سطح اند و شاخص های مانند ضریب جینی، شاخص توسعه انسانی، شاخص برابری جنسیتی و شاخص ادراک فساد از شاخص های سنجش نتایج کلیدی عملکرد در سطح ملی به شمار می آیند.اگر عالی ترین مقام اجرایی کشور در انتهای دوران مسئولیتش از اجرای هزاران پروژه صحبت کند، اما قادر به اثبات نتایج این پروژه ها روی رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی،کرامت انسانی و امنیت عمومی نباشد، نمی توان او را موفق دانست و در تاریخ از او به عنوان کسی که به موفقیت استراتژیک دست یافته است یاد نخواهد شد. تفاوت نظام های سیاسی توسعه گرا با نظام های سیاسی دیکتاتورمآب و اقتدارگرا در همین نکته است که هر دو نظام سیاسی تلاش می کنند، اما حاصل یکی در پیشرفت های محسوس و مشخص در رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و امنیت عمومی پدیدار می شود و حاصل نظام دیگر موجب بهره مندی و ویژه خواری عده ای خاص، سکوت اجتماعی(در برابر آزادی و نشاط سیاسی) و نابرابری های قومیتی،جنسیتی، درون نسلی و بین نسلی می شود. همه سیستم های اقتصادی و اجتماعی مانند خانواده، سازمان های مافیایی، صندوق های قرض الحسنه خانوادگی، هلدینگ های چند ملیتی، تیمی متشکل از چند جوان که روی ایده ای استارت آپی کار می کنند، سازمان ملل متحد، ناتو، یونیسف یا هر سیستم دیگری مولفه های مختص به خودشان را برای نتایج کلیدی عملکرد دارند. حال با در نظر گرفتن مفهوم صفت استراتژیک و ارتباط آن با نتایج کلیدی عملکرد، می توانیم تفکر استراتژیک را تعریف کنیم. البته می توانستیم از همان ابتدا تعداد زیادی از تعاریف تفکر استراتژیک را پشت سر هم ردیف کنیم و سردرگمی را بیشتر کنیم،اما ترجیح می دهیم تعریفی ساده و کاربردی برای این اصطلاح ارائه کنیم. تا برای کسب و کارها روشن شود.

مفهوم هدف در کسب و کارها

جین لیدکا، یکی از اندیشمندان پیش گام در زمینه تفکر استراتژیک، معتقد است هدف استراتژیک در کسب و کارها کانون تمرکزی ایجاد می کند که به افراد درون سازمان برای هدایت موثر انرژی شان به سوی این کانون تمرکز و اجتناب از پراکنده کاری در مسیر دست یابی به هدف نهایی کمک می کند.این انرژی روحی- روانی در فضای پرتلاطم و آشفته سازمان های امروزی یکی از کمیاب ترین منابع سازمان به شمار می رود و سازمان هایی در عبور از این آشفتگی محیطی موفق خواهند شد که از این انرژی به صورت مطلوب استفاده کنند. استعاره فانوس دریایی پویایی هدف استراتژیک را به طور کامل  در کسب و کارها نشان نمی دهد، اما می توان هدف استراتژیک را مانند فانوس های دریایی در بندرگاه های مختلف دانست که کشتی سازمان را به سوی نقاط مشخص هدایت می کنند.ممکن است شرایط محیطی سبب پدید آمدن بحران های متعدد در مسیر حرکت کشتی سازمان شود، اما فانوس های دریایی، چه در شب های ناپایدار و چه در روز های روشن، کشتی سازمان را به سوی نقطه مطلوب هدایت می کنند و کشتی سازمان،برای حرکت در مسیر مشخص شده یا اصلاح مسیر خود به سوی بندرگاه های دیگر، از فانوس های دریایی کمک می گیرد.بنابر این،وجود انضباط برای دنبال کردن هدف یکی از بنیادی ترین اصول تفکر استراتژیک است. هدف استراتژیک سازمان ها را متعهد به تمرکز می کند.این تمرکز باید  تا دستیابی به هدف یا تعریف هدفی جدید حفظ شود و ستون نگهدارنده سازمان باشد. تمرکز تمامی منابع سازمان را در راستای تحقق اهداف استراتژیک به کار می گیرد و انتخاب های سازمان را درباره حوزه فعالیت و شیوه دستیابی به موفقیت تحت تأثیر قرار    می دهد.بنابراین، هدف گرایی، مانند صافی، انتخاب های سازمان را پالایش می کند و مانعی در برابر انضباطی، پراکندگی و واگرایی اهداف در طول زمان است.

 

جهت آشنایی بیشتر با این مطالب اینجا را کلیلک کنید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان